ابو القاسم راز شيرازى
158
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
كانُوا مُهْتَدِينَ « 36 » ؛ يعنى چنانكه عقايد ايشان با مؤمنين باطل است ، همچنين مبايعهء ايشان هدايت را به ضلالت ، غير رايج و كاسد است . بعد ، تمثيل مىفرمايد ايشان را به امثلهء مختلفه ؛ اوّل از آنها : مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ « 37 » . و اظهار تمثيل از براى منافقين ، اظهار حالات عجيبهء ايشان است ، تا سوء طريقهء آنها بر ايشان و مؤمنين ظاهر گردد بلكه از طريق نفاق رجوع به طريق ايمان و هدايت نمايند ؛ معنى آيه آنكه : ايمان منافقين در ظاهر ، باعث حفظ خون و سلامتى مال است ، امّا در آخرت ، چون از حقيقت و لباب خالى است ، مورث خزى و عذاب و نكال است ؛ مثل آتش كه حوالى صاحب خود را روشن مىنمايد ، و به واسطهء باد يا باران ، نور آن منطفى مىشود ، و صاحبش در ظلمت باقى مىماند . بعد مىفرمايد : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ « 38 » ؛ يعنى كر و گنگ و كورند از ادراك حقايق ايمانيّه و معارف الهيّه ، و لهذا رجوع نمىكنند از ضلالت به هدايت . مثال ثانى : أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ « 39 » ؛ يعنى چنانكه مطر و باران نازل از آسمان ، باعث
--> ( 36 ) - اينان همانانند كه گمراهى را به هدايت ( مبادله و ) خريدارى كردهاند ، و اين تجارت ، ايشان را سود نبخشد ؛ چه ايشان از هدايتيافتگان نيستند : سورهء 2 آيهء 16 ( 37 ) - حكايت آنها ، چون كسى است كه آتشى بيفروخت ، و همينكه اطراف وى را روشن ساخت ، خدا نورشان بگرفت و در ظلماتى رهاشان كرد كه ديدن نتوانند : سورهء 2 آيهء 17 ( 38 ) - كر و لال و كورند ، و از گمراهى بازنيايند : سورهء 2 آيهء 18 ( 39 ) - يا همچون ( كسانى كه در ) بارانى سخت كه از آسمان ريزد ، يا ظلمات و رعد و برق ( قرار گيرند ) كه از نهيب صاعقهها و بيم مرگ ، انگشتان خويش در گوشها كنند ، در حالى كه خداوند بر كافران محيط است : سورهء 2 آيهء 19